محمد صادق على خان

55

مخازن التعليم ( فارسى )

مىشود به كسى كه قوى الشهوة و قوى الهضم بود و در بدنش اخلاط كثيره يا رديه باشند مانند بقول و فواكه و گاهى عكس كنند چنانچه داده مىشود به كسى كه ضعيف الشهوة و الهضم بود و بدنش محتاج بتغذه ؟ باشد مانند گوشت و زردى بيضه تخم‌مرغ و گاهى غذا مىدهند كه در كيفيت و كميت كم باشد و اين وقتى بود كه جمع شود با ضعف شهوت و هضم امتلائى بدنى و گاهى غذا مىدهند كه زياده باشد در كيفيت و كميت چنانچه داده مىشود به كسى كه اراده رياضت قويه دارد و نخورد غذاى لطيف را بعد غذاى غليظ تا كه خود هم فاسد نشود و غليظ را هم فاسد نكند و غذا اگرچه دوست قوت است ليكن دشمن او نيز است پس در هر مرض چندانكه برائ تقويت ضرور باشد بدهند و هرچند كه مرض مزمن باشد احتياج غذا براى ايفائ قوت زياده مىباشد و چندانكه حاد باشد حاجت غذا كم مىباشد و اين در صورتى است كه قوت تحمل كند و الا واجب است اگرچه در روز بحران باشد فرسخ دوم در علاج بالدّوا برائ او سه قاعده و سه فائده است قاعده اوّل در كيفيت اختيار دوا كه حار بايد داد يا بارد يا رطب يا يابس و اين بعد معرفت نوع مرض مىباشد كه آيا مرض حار است يا بارد قاعده دوم در اختيار وزن دوا كه به قدر درهم دهند يا دو درهم و اختيار درجه كيفيت آنكه دواى حار درجه اولى داده شود يا ثانى يا زياده از ان اين حاصل مىشود بحدس و ملكه صناعى از ده اشيائ كه آن 1 طبيعت عضو و 2 مقدار مرض و 3 جنس و 4 سن و 5 عادت و 6 فصل و 7 صناعت و 8 بلد و 9 سحنه و 10 قوت بود 1 اما طبيعت عضو متضمن است به چهار امور 1 مزاج و 2 خلقت و 3 وضع و 4 قوت 1 اما مزاج عضو پس هرگاه كه باشد مزاج صحيح او بارد مانند دماغ و عارض شود او را مرض حاتوس ؟ ؟ ؟ بعيد شد از مزاج صحيح خود بسيار درين صورت احتياج مىشود به تبريد كثير و اگر باشد مزاج حار مانند قلب و عارض شود او را مرض حار كفايت مىكند تبريد يسير 2 اما خلقت پس بعضى اعضااند كه قناعت مىكند بدوائى كه ضعيف باشد در وزن و درجه و اين برائ چند سبب بود يكى آنكه عضو متخلخل باشد مانند